تبليغاتX
ساقی - س

مرا،امشب ببراز خویش تا،پندارهای دور

ازین بذرعبث تا،ریشهءاسرارهای دور

 بپیچانم میان ناله،باآهی گره ام کن

وبسپارم به شام خستهء،نیزازهای دور

-که جانم درتگِ دلبستگیها،سخت دررنج است!-

بلندم کن به یمن حلقه ی،بردارهای دور

پس ازآتش زدن خاکسترم درباد بگذارید

که دست افشان بچرخد تا پس ،دیوارهای دور

گرفتم مثل اصحاب کهف –ازیادها-رفتم

صدا خواهم زدآخراز درون غارهای دور

 

مرابنویس باتفسیرچشمانت برای باد

دلاویزم! بیآویزم به بال سارهای دور

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 17:7 توسط دریاباری |